
در اوایل قرن ۱۹ در منطقه سوم در فرانسه، یک ساعت ساز به نام ژان-شارل پلتیر (به اختصار پلتیر) با چرخهای دقیقی، نشانهای بیشمار لحظات زمان را تنظیم میکرد. با این حال، زمانی که او در سن ۳۰ سالگی ریزآلایشگر و کالیپر ورنیر خود را گذاشت و به جای آن یک پریزم و یک گالوانومتر گرفت، نقطه تلاقی مسیر زندگی او با تاریخ علم پدید آمد —این کاریگر سابق به عنوان کشفکننده «اثر پلتیر» در نقطه علامتگذاری فیزیک حرارتی الکتریکی حک شده خواهد بود.

تغییر مسیر پلتیر تصادفی نبود. شغل او به عنوان ساعتساز او حساسیت و صبر لازم برای مشاهده جهان ریزساختاری را بخشید، در حالی که اشتیاق او به پدیدههای طبیعی مانند جریانی پنهان جریان داشت. از ثبت نوسانات ریز الکتریکی اتمسفر، تا اندازه گیری دادههای غیرعادی نقطه جوش در مناطق قطبی؛ از مطالعه ساختار گردابههای طوفان، تا сарق الگوی آبی آسمان با نور قطبیشده – مقالههای او مانند دفترچهای دستنویس طبیعتشناس بود که حوزههای مرزی فیزیک، هواشناسی و حتی نوری را پوشش میداد. این روح کاوشگر بینرشتهای در سال 1834 نتیجهآور شد: هنگامی که او جریان الکتریکی را بین نقاط تماس یک سیم مس و یک سیم بیسموت عبور داد، پدیده غیرمنتظره جذب گرما یک قانون جدید تبدیل حرارتی-الکتریکی را آشکار کرد – اثر پلتیر – که بنیان تکنیکهای خنککننده نیمهرسانا آینده را نهاد.

داستان او ثابت میکند که علم هرگز روح بیدار را رد نمیکند. هنگامی که دقت یک ساعتساز با کنجکاوی یک طبیعتشناس ملاقات میشود، جرقه کافی است تا گوشههای تاریک شناخت انسان را روشن سازد. اما به دلیل اثربخشی محدود مواد فلزی اولیه، کاربرد صنعتی تا زمانی که تکنیک نیمهرسانا در قرن بیستم توسعه یافت، محقق نشد.
داستان به پایان رسیده است، بیایید نکات کلیدی را برجسته کنیم.
س: اثر پلتیر چیست؟ج: هنگامی که جریان الکتریکی از یک مدار متشکل از دو هادی یا نیمهرسانا مختلف عبور میکند، در نقاط تماس دو ماده بسته به جهت جریان، پدیده جذب حرارتی یا آزادسازی حرارتی رخ میدهد. این یک فرآیند تبدیل الکتروحرارتی است و فرآیند معکوس اثر زیبک است.
س: سناریوهای کاربرد اثر پلتیر چه هستند؟ج: سناریوهای کاربرد عمدتاً شامل ماژولهای نوری، مراکز داده، تجهیزات پزشکی، دستگاههای ماشینی (مربوط به خودرو) و محصولات مرتبط با مصرفکننده (مانند کلایپ خنککننده گوشی، دستگاههای ریزش مو و غیره) میشوند.
